قاطی

ای دریغ آن‌جا ندیدم من جز افق‌های مه‌آلودی...

بعدتر نوشت:

قلم‌خشکیدگی  هم مرا در بر گرفته‌است نیک!

/ 8 نظر / 2 بازدید
دوربين و عکاسش

سلام به دوست گرامی. من از به يه آدرس جديد رفتم . هر وقت که قاطی نبودي، يه سر به من بزن

امير

قلم هر چی خشک تر نوشته هاش لطيف تر می بينی منم قاطی کردم نمی فهمم چی چی ميگم. ها؟

دانيال

انچنان عاشق زندگی کن که اگر به تصادف در جهنم افتادی شيطان تو را به بهشت ببرد ...

سخت گير

به دانيال مرسييييييييييی

زينب

خوب بيا به افق آفتابی دراز بکش

مانی

این ترانه ویگن رو خیلی دوس دارم. مخصوصا اونجا که میگه: آمدم همچون پرستوووووها[نیشخند]