بد خاک گرفته‌ای!

چنان جای نبودنت نیست که انگار هرگز بودنی در کار نبوده، جای من اما مهم نبود برایم چه سبز می‌شود، این‌که خواستی نباشم بس بود به خاک بسپارمت اما دیدن ناخودآگاه عکس آن‌که رسته جای من، یادم آورد لحظه آخر آن هزار روز پیش عجب غریبه می‌نمودی و الان غریبه‌تر از ورژن از گور برآمده‌ات حتی! آن لب‌های ورم کرده از سیلیکن و آن برآمدگی‌های وق زده، ابروهای سر به فلک کشیده‌ی صناعی که نامش را فلک‌سا می‌نمود، راستی نامش نازی نبود انگار؟ یا بود؟ هر چه بود دو نقطه دی‌های متوالی و پوزخند مکرر -اگر ارزنی مهم بودی برایم و در خنثی‌ترین وضعیت تاریخ بشریتم به سر نمی‌بردم- نثارت می‌کردم تا همیشه.

 

 

/ 11 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دانیال

سبز [سبز][سبز][سبز]

پفک

فش به همه ی بی معرفتای ظاهر پرست! [عصبانی]

وحید

اول اینکه سلام دوم اینکه او را در خاک کدام قبرستان دفن کردی که این گونه از او یاد می کنی؟ سوم اینکه با دیدن آنچه جای تو رسته چرا یاد او افتادی؟ چهارم اینکه نابود کننده بود.

چهره بی نقاب

به به

دانیال

سبز تر [سبز][سبز][سبز][سبز][سبز][سبز]

سختگیر

دانی تو هنوز خوب نشدی؟ متروکلرپرآمید بخور!

روزها و سوزها

اول آبي بود اين دل، آخراما زرد شد آفتابي بود، ابري شد، سياه و سرد شد آفتابي بود ،ابري شد، ولي باران نداشت رعد و برقي زد ولي رگبار برگ زرد شد صاف بود و ساده و شفاف، عين آينه آه، اين آيينه كي غرق غبار و گرد شد ؟ بعد هم تبعيد و زندان ابد شد در كوير عين مجنون از پي ليلي بيابانگرد شد قيصر امين پور به روزم .مي خواهم 30 ثانيه چشمانمان را ببندبم ...و دنياي آنان را تماشا كنيم ... راستی من با اجازه لینکتان کردم .

سیزیف

کلام که... چه می شود گفت اما سلام !

خپونی

خوبی؟