صبوری می‌آموزم

گاهی وقتا لازمه در برابر پای از گلیم بیرون زده سکوت کرد، مخصوصاً اگه پا پای رفیقی باشه اما بعضی وقتا لازمه به سومین بار کشیده نشده این گاهی وقتا، مخصوصاً اگه پا پای رفیقی باشه!

 

 

 

بعدترنوشت: دیدین گاهی مقنعه بعضی خانما بالاش ویج ویجی می‌شه؟  رو اعصابه، نه؟

 

/ 8 نظر / 4 بازدید
دانیال

وووووووووی اون شوها که گفتی رو کجا دیدی؟؟؟ حسودی فرمودیم [چشمک] یه عالمه آهنگ از فریدون دارم... میدم شو میگیرم[نیشخند]

پرهام

درود بی خیالی که از صبوری خوشتره داداش ! حیف که آموختنی نیست ! بدرود

پفک

دقیقا موافقم! من هم آموختم خیلی سخت! حتی وقتی رفیقت دلش میخواد ناراحتیتو محکم بکوبی تو صورتش، ولی وقتی می دونی گفتنش همه چیو بدتر میکنه مجبوری بازم صبوری کنی و خوددار باشی، حتی اگه پا از گلیم درازتر شده باشه. خیلی بده که آدم فقط ناراحت بشه و نفهمه که کی و کجا چه کسایی رو بینهایت ناراحت کرده. و البته احتمال دیگه (که قوی هم هست) اینه که میفهمه کی و کجا چه کسایی رو بینهایت ناراحت کرده، ولی اصلن براش مهم نباشه و حقو به خودش بده. اینجاس که دیگه صبر آموختت هم به سختی میتونه کمکت کنه و میری سراغ دامن خدا!

سخت‌گیر

دامن خدا هم گاهی بهانه‌ای است به قول نیچه برای اینکه برخی تحمل حقیقت رو داشته باشند. اینکه انسان بفهمه ممکنه کسی رو در گذشته‌ ناراحت کرده باشه با اینکه بخواد کسی رو ناراحت کنه فرق میکنه البته. و البته تر اینکه کاسه در مواقعی که داغ‌تر از آشه امر نمی‌بایست برش مشتبه بشه که نماینده خدا در کائناته. و البته تر تر اینکه انسان باید همواره بکوشه به کسی وابسته نشه جز همون خدا. و البته تر تر تر ناراحتی امری است گاهاَ نسبی و به میزان خودخواهی فرد برمیگرده ولی رعایت محدوده ادب امری است کاملاَ غیر نسبی. و البته تر تر تر تر اینجا مکانی است عمومی و هر پست لزوماَ مخاطب خاص ندارد.

بی نقاب

من گاهی فکر می کنم که ما هم مانند سگ ها (و یا سایر حیوانات) حق داریم قلمرو خودمون رو معلوم کنیم که اگه کسی اومد توش، چشماشو در بیاریم و بذاریم کف دستش (چه وقیح و سنگدل) !!! البته باید روشی بهتر از روش اونها برای معلوم کردن این قلمرو پیدا کرد.