آخيش!

... ما فریاد می کشیم:((دیدی؟ دیدی که همین خرده مصائب حقیر که تو آن‌ها را هیچ می انگاشتی، همه چیز بود و بسیار هم تعیین کننده و سر نوشت ساز بود؟ دیدی؟)) و به کل فراموش می کنیم که این ما بودیم که از هیچ،مصیبت ساختیم،این ما بودیم که بی اراده با جریان رفتیم... همچون انسانی که اراده‌ی معطوف به قدرت دارد و قدرت معطوف به تعقل و عاطفه، و تعقل و عاطفه‌ی نگران آینده...

نادر ابراهیمی

 

 

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٥
تگ ها :