۲+۵ نکته

راستش اول باید بگم که ممنون از جناب ارسلان که دعوتم کردند به این بازی یا...

نکته اول رو میگم تا کل قضیه روشنتر شه:

۱ـمن به شدت آدم برون گرایی هستم و جدای این مساله اصولاْ احساس می کنم تمام اطرافیانم و غیر اطرافیانم باید همه چیز من رو بدونند تا من حس کنم تو فضای آشنایی جاری شدم!

 پس من تقریباْ نکته ای ندارم که کسی ندونه اما چند تا چیز طی محاوره ای که داشتم  یادم اومد:

۲ـمن عاشق لاک زدنم ،شده روزی چند بار با استون بیفتم به جون ناخنام که لاکشونو پاک کنم و دوباره بزنم و استون به ناخنم صدمه هم بزنه اما لاک رو نمیشه حذف کرد.

۳ـ وقتی کودکی بیش نبودم ،موقع نماز مامان بابا ،کمین می نشستم و در فرصت مناسب مهر رو از سجادشون حین نماز کش می رفتم ، آی لذتی داشت!

۴ـ آخ آخ یک چیز تووووووووپ من از دروغ متنفرم ، یعنی اگه بهم دروغ بگن عصبی می شم و می خوام دروغگو رو خفه کنم ،حقیقتش اینه که خودم به شدت سعی می کنم دروغ نگم. اما نکته که این نبود ،این پیش زمینش بود ،حال اصل مطلب:

با اینکه می دونم غیبت بده(البته اگر از من غیبت کنن که خیلی بدتره) بعضی وقتا لازم می دونم غیبت کنم ،یعنی حق طرف می دونم که ازش غیبت شه ، غیر از این بعضی وقتا، اکثر وقتا از غیبت لذت می برم!

۵ـ به به ! این  که معرکه است! من عاشق دزدی ام!! نه نه! اشتباه نکنید! اون مثل غیبت هنوز دست یافتنی نشده! اما دزدی و طرح ریزی برای دزدی از جواهر فروشی های کار درست و موزه ، هیجان انگیز ترین تخیل منه! فیلم هایی که در این رابطه هستند رو چندین بار دیدم و لذتی بردم ها! 

۶ـ اینم مازاد می نویسم چون انگار همه علایقم رو نوشتم این جا موند: من عاشق خریدم و از اون بیشتر گشت وگذار بی هدف تو مراکز خرید!

۷ـ به جان خودم نمیشه اینو نگم، لج بازم! همین.چشه مگه؟ این همه آدم عیب و ایراد دارن ، اینم عیب من. البته که من حس نمی کنم عیب باشه!

آقای ارسلان باز هم ممنون.

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ دی ۱۳۸٥
تگ ها :