Deha

ـمن دچار یک نوع خواب عمیقم که تلاشی برای بیداری نمیکنم ...

ـ هان؟

ـبیبین انگار بخوای بری اما نیاز به انگیزه برای رفتن پاگیرت کنه...من میخوام تغییر کنم خوب فکر کنم اما برای خوب فکر کردن دلیلی نمی بینم.

ـخیلی... نمی فهمم چی میگی... .خب دیگه؟

ـ می دونی یاس و ناامیدی نیستا اما حس غریبی هم نیست اگه ساده بخوام بگمش اینه که میخوای دستتو بگیرن که نیفتی و الکی خودتو بزنی به زمین خوردن.می فهمی؟

ـ... .. ... .. ... ..

ـاه چقدر خر و پف می کنی!

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٥
تگ ها :