اين روزها

(( من در لحظه های تاسف آور و غمبار زندگی ام که دیگران که از ایشان بسیار توقع داشته ام درست در همین لحظه ها با من بد کرده اند و سخت و رذیلانه بد کرده اند همیشه بر آن بوده ام و بر آن شده ام که به جای قضاوت خود  ایشان را قضاوت کنم و به فریاد و جنجال نیز قضاوت کنم و این قضاوت را معصومانه به گوش هر خودی و بیگانه که از راه می رسد برسانم و مظلومیتم را با نئون خیره کنده روی پیشانی کوتاهم به نمایش بگذارم . اما اینک اقرار می کنم که این نوع قضاوت زیر فشار شرایط و تحت تاثیر نامرادی ها تنها از تسلیم پذیری روح خبر می دهد و ناتوانی و درماندگی و سقوط نه از چیزی شریف و معتبر.

انسان بی شک برای قضاوت کردن آمده است اما نه قضاوت کردن های حقیر گدامنشانه.

تو زمانی می توانی از دیگران به وسعت تمام قدرتشان توقع داشته باشی و از آنچه می کنند و بد می کنند آزرده خاطر شوی که دیگران را به راستی به وسعت تمامی قدرتشان ببینی و بشناسی نه بزرگتر یا کوچکتر نه مهربان تر یا ظالم تر نه درست تر یا نادرست تر ...دیگران همانند که هستند نه همان چیزی که تو در ذهن خود از ایشان ساخته ای و می سازی. از این گذشته تو نیز عین مطلق تصویر دهنی خویش نیستی....

مسائل حقیر در هر سطحی انسان را حقیر می کند و زندگی را نیز.

باید که کمی ...کمی بالاتر از بالا آمدگی شتابان آب آلوده که به سرازیری می رود ایستاد حتی به مدد ایمان.

پس

نق زدن های حقیرانه را حتی در بدترین شرایط فرو بگذار!

... از اینکه دائم در حال تقسیم گناه باشی و سهم هر کس را موذیانه و منفردانه مشخص کنی چشم بپوش!

و

قدمی بالاتر بگذار!

تو

باز می گویم که قطعاْ برای قضاوت جهان آمده ای .اما نه قضاوتی که مستقیماْ بر روند جهان و گردش روزگار تاثیر بگذاردنه قضاوتی همچون باد ...باد ...باد ...))

نادر ابراهیمی

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ آذر ۱۳۸٥
تگ ها :