پنداری مرهمی‌ست زهرآلود

     تفاوت آب و سراب، نه اینکه مثل تفاوت خوب و بد باشه، نیست؛ اما درک نکردن این تفاوت یا در واقع فقط مشغول شدن با شباهت‌های آب و سراب که لزومن وجود هم ندارند و فقط می‌خواهیم که باشند، به سادگی سراب رو آب جلوه می‌ده، جوری باورنکردنی هم به دردسر اندازه.

     اندیشیدن به این اشتباه، حداقل برای من که بسیار مرتکبش می‌شم، لازمه و ناکافی و هر چه بیشتر بیاندیشم، کمتر می‌فهمم چراکه گمان می‌کنم مساله از جنس شناخت بیرونی‌ست و فقط به من و درونم مربوط نیست. مادامی که به مقابله با غرورم در پرسیدن از چند وچون ماهیت همه‌ی آب‌نماهای اطراف، یا کاهش خوش‌بینی‌م در برخورد با آن‌ها، نپردازم؛ آب و سراب قابل تفکیکم نیست و ناگزیرم از باور حماقتم پس از درک کامل سرابی که آب انگاشته شده بوده است!

 

بعدترنوشت: من اشتباه می‌کنم، پس هستم.

 

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱:٥٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ شهریور ۱۳۸۸