بسیار هم عالی

حالا بگذریم از اینکه من یک هفته‌ای میشه افتادم به جون خودم و دارم روان خودم رو پودر میکنم، دیروز داشتم به این فکر می‌کردم که چقدر دلم  موی بلوند، جوراب توری، قرمزترین رژ لب با یک پیراهن پشت باز می‌خواد و ... امروز پی.ام. جالبی داشتم که یک عزیز مشخصن نامشخصی ازم خواسته بود پامو از زندگیش بکشم بیرون و به استادم!! بگم یک پسر مفلوکی برام پیدا کنه!... یاللعجب، دنیا پر توهمه مهد طنزه :دی  فکر اینکه کسی که منو میشناسه(دیگه تابلو بود البته) اینقدر کودکانه بازی کنه... ای فغان به قول معروف به جامعه‌ی اطرافیان گندیده‌ای چنین.

 

بعدترنوشت: پاتو از زندگی‌ش بکش بیرون! :دی

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸۸
تگ ها :