چه!

 گاهی شتاب کار دست آدم می‌دهد، حالا اگر آن آدم سعی کند آدم‌تر باشد و یک هو آن شتاب به‌گونه‌ای کم‌تر آدم‌تر جلوه‌اش دهد چگونه کاری دست آدم داده ‌است که؟

این روزها که نه چند ماهی است خیلی کم‌تر خودم هستم بگذریم از آدم و آدم‌تر بودن‌تر...

بعدترنوشت: بدون پسوند و پیشوند و بدون کاشت هزار دغدغه، بین هزار فاصله‌انداز(بخوانید برانداز) واقعی و بی‌نهایت کاغذ پاره، منتظرم!

بعدترترنوشت: یک جایی یک مطلبی نوشتم باز با نامی مستعارتر از سر ترس ناگزیر، یافتید بخوانید.

بعدترترنوشت: دو هفته‌س آرمیتا ندیدم، این سخت‌گیری‌های شیرخوارگاه آخرش صدای منو در میاره‌ها!

بعدترترترنوشت: بد گونه‌ای(بخوانید بدجوری) با این پسوند صفت تفضیلی، تر، خوشحالم(بخوانید حال می‌کنم).

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٧
تگ ها :