شت

خب دیگه چی بگم رو شانسم این روزا نافرم. دوستان گوگوری من موبایل اینجانب در لیوان آب پرتقال بنده سقوط آزاد نمودند و کلن تشریف بردند از این دنیا. لذا از دوستانی که سری به اینجا می‌زنن، با تذکر این نکته که بنده همواره شماره‌‌های تلفن و موبایل را روی گوشی ذخیره می‌کنم و در حال حاضر جز چند شماره بر سیم کارد چیز دیگری باقی نیست، با کمال احترام خواهشمندم علی‌رغم گران بودن هزینه اس‌ام‌اس در صورت تمایل به ادامه ارتباط با اینجانب یک عدد ‌اس‌ام‌اس به همراه نام شریفتان به بنده ارسال فرمایید. قبلن از همکاری شما تشکر صمیمانه به عمل می‌آید.

 

بعدترنوشت: سردرد!

بعدترترنوشت: همین الان، یعنی نزدیک  ٢۴ ساعت بعد از ترکاندن موبایل، وی‌جی‌ا سیستمم رو هم از دست دادم!! این همه کارو چه کنم؟!

بعدترترترنوشت: دلیلی نداره همه‌ی زندگی‌ات رو بگی که پس از اون محاسبه شی که هی مجبور به پاسخ شی اونقدر که حتی اجازه ندن تو هم بپرسی، که اگه حتی مجال داشتی و چکه-ای پرسیدی اونم محض یاری، محکومی به فضولی لابد!  

بعدترترترترنوشت:ذهنم در حجم وسیعی درگیر موضوعیه(شما فرض کنید کسی) که اساسن نمی-فهمم چی شده که دو سه ماهه اینقدر مهم شده برام و در واقع به معنی دقیق واژه له کردم خودمو در برابرش!

بعدترترترترترنوشت: یعنی اعتماد به نفس بعضیا حال آدم رو دگرگون می-کنه عجیب! یک حاشیه خطایی قائل باشیم برای اتکا به خودمونم بد نیست. این بینی رو به هوا و عصای فروخورده (غرور نا به جا مد نظره، معقولش روشنه که مطلوبه) مادامی که به چشم نیومده شاید صاحبش قابل بحث باشه اما اگه اثبات شد من که فاصله رو ترجیح میدم از نوع مایلیش.

 

 

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ دی ۱۳۸٧
تگ ها :