Merits

بد شدم، بدتر از پیش. حساس، نامطمئن به همه چیز و نامتمرکز بر همه‌ی آنچه باید و از عهده‌ام خارج‌اند. هنوز روانی کلام و آرامش درون جذبم می‌کند و ناگزیر گاهی هنوز می‌دانم دوست داشتن چیست... و اعتراف می‌کنم برای یادآوری دارا بودن آنچه دل می‌نامندش گاهی از آزمون اس‌ام‌اس بازی بهره می‌گیرم و اغلب رد می‌شوم چون حساسیتم به پاسخ مرا دور می‌کند از نفس آزمون و البته مخاطب ...!

مادر می‌گوید ناشکرم و بی‌لیاقت! لابد هستم و  ناگزیرم از پاسخ به سوال برنامه‌ات چیه؟‌ی بزرگان فامیل. ایم توتالی کانفیوزد! گیر ندین! بسیار زمان از دست رفته و بسیار زمان از دست خواهد رفت، آن غرور و غیرت لابد لعنتی کجاستند؟ کمی آرامش و قدرت تشخیص و همفکری و گوش و آغوش لطفن!

 

 

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ دی ۱۳۸٧