اينجوری

 امروز قرار بود بروم تا یکی از سیستم های diagnostic رویم اعمال شود ( خیاط در کوزه افتاد!)

با برنامه پیچ در پیچ کنفرانس tele-medicine با یک ترافیک مامان یه جوری ( نه از اووون جورا که بعضی ها تحت پیشنهاد بی یا با شرمانه قرار می گیرند!)از اوین خودمو رسوندم توحید که...

خدا خیر بده به این شهرداری

چرا؟

خوب معلومه.

من با این علم (!!!) پس از گذراندن حداقل ۸واحد اولتراسوند هنوز نفهمیدم چرا بیمار هنگامsono   باید این همه فشار رو تحمل کنه؟

خدا خیر بده به این شهرداری. بعضی اماکن عمومی خیلی لازمند.

اما...

حالا رفتم تو با اوون همه فشار ! یک سکه باید مینداختم تا در فلان باز شه بعد که باز شد و  به حالت آزاد(  چه جالب مثل تلفن) در اومد رفتم تو و تایمر شروع به کار کرد.

۸ دقیقه!

بعد یک چشم مبارک  الکترونیک شخص شخیص  دست رو  sense نموده و در گشوده شد و آزادی. موقع باز شدن در یاد زندان آلکاتراز افتادم.

خدا خیر بده به شهرداری.

اگر ما مهندسین به ظاهر پزشکی نتونستیم این فشار موقعsonography رو برداریم شهرداری خوب تونسته ای ی ول.

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :