بازینگ این مای ایر

بهتره که بس شه همه این سال‌ها، این سردرگمی‌ها، آوارگی‌ها. این همش به جایی وصل بودنا و نبودنا، این بودنا و نبودنا بهتره بس شه.

 

بعدترنوشت: امروز تو تاکسی حرفای سه تازه دانشجوی پسری که ناخودآگاه صداشون به گوش می‌رسید(کاملنم خودآگاه بود اصلن!) رو از بر کردم:

آ: خیلی دختر باحالیه، همه چی تمومه!

ب: آره خداییش، ماهه اصن، دیدین اون روز چه جوری زد تو پر استاده.

ج: استاده هیچی، ماکانو دیدین چه جوری حالشو گرفت! سنگین رنگینه اصن.

آ: همه چیش خوب و تکه، فقط حیف که دختره!

 

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٧