استثنایی

هوارهای پرستویی، سکوت کیمیایی و کیارستمی، تشکر پویا شکیبایی بین همه بی نظمی‌ها و بی‌برنامگی‌ها در برابر دیدگان انبوه جمعیت که به گفته یکی از آن‌ها از فردین هم بیشتر بود!!!!!

رفتم که باور کنم رفته، رفتم اما دلم گرفت از پاسداشت هول‌هولکی که انگار فقط برای از سر  وزارت ارشاد باز کردن شده این روزها. آن هو که ملت کشیدن به محض رساندن پیام تسلیت توسط وزیر اما با وجود همه دلگیریم مفتخرم بگویم که سر حالم آورد، آن‌هایی که بر سر در تالار وحدت آویزان بودند از این هو به شعف آمدن و دوربین را لحظه‌ای رها کردند. یک خواننده زن ایرانی در یک کشور دیگر با بستن چند خیابان و با هماهنگی کامل پلیس به خاک سپرده شه و اینجا حتی خیابان خارک رو هم با اون همه موتور و آدم و ون و خودرو نظم نداده بودند، متاسفم متاسفم، محافظه‌کار نبودم در سیاست، اما همیشه راجع به همه چیزایی که فهمیدم حرف نزدم، با اینکه ناچیز بودن اما سکوت کردم، شاید رفتم باور کنم که شکیبایی رفت و شکیبایی من هم ته کشید، شکیبایی خیلی بزرگ بود، هوارهای پرستویی خیلی بلند بود، سکوت کیارستمی خیلی تلخ، جمله‌های سر هم شده ایرج راد حقیر، هوا گرم... بدرقه هنرمند بزرگی چون شکیبایی درون کسانی که می‌فهمن رخ داد  نه در ازدحام بی‌نظمی و بی‌توجهی و اهمال مسئولین. روحش شاد، هنوز باورم نشده...

 

 

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٧
تگ ها : آه