بازی

یادمه یه وقتی یه مصاحبه ای می خوندم با یه سناریست که گفته بود: کل قصه های دنیا 25 تا بیشتر نیست، همه داستانا یه جورایی حول و حوش همون 25 تاست... تو یه سال اخیر اتفاقایی برام افتاده که 5 تا از اون 25 تا بوده، ممکنه دیگه بسه؟ نمی تونم قول بدم همینجوری آروم و متین بشینم میون این داستانا... قصه ای که تهش از پیش پیدا بود هم صورتمو خیس کرد... گمونم داستان بعدی پایان من باشه...

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٧