خسته‌ام

ویرانمان کرد

یک معلم ادبیاتی داشتم، بهشت! خدا رحمتش کنه، اگه یادم مونده باشه می گفت این دال (که اون بالا لینکیدم بواسطه‌اش) فاعله، الغرض حالا که بحث ویرانیه، بگم این معلم ادبیات گیر این بیت بود و هی با فرمت‌های مختلف با هدف بیان تاثیر نحوه خواندن بر معنا می‌کوشید بگوید که:

از در بخشندگی و بنده نوازی

مرغ هوا را نصیب ماهی دریا!

(حتماً که حالت‌های مختلف رو می‌دونید) 

بعدتر نوشت: شاید زیاده‌روی عجیبی نفوذش را بر روح خسته و ذهن درگیر من طوری گسترانیده که پاک فراموش کردم چرا؟ 

بعدترترنوشت: دیدید گاهی چشم آدم می‌پره؟ دو روزه که مال منم بله! الانه که باز بیفتم رو روان اینترنت و بگردم چیست چیستیش، اما با توجه به شدت گرفتنش هنگام کاهش سردردم، می‌توان علت را همان خونه‌ی آخر پزشکان، استرس، دانست! (یا دست کم اینجوری تفسیر به رای شود بهتر است.)

 

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٧
تگ ها :