این حال من بی ...

وقتی می‌دونی کسی از دستت ناراحته و حق با اونه و برات هم ارزش قائل بوده و هست و کلاً هم بت محبت داره و آدم خوبی هم هست ولی تو باز اهمیت نمی‌دی و میذاری بمونه تو ناراحتیش، حتی وقتی خودش حرفو پیش میکشه و تلاش می‌کنه با بازگو کردن همه چی، برسی به اون نقطه که بگی معذرت می‌خوام و تو باز انگار نه انگار  و اون پوز خند لعنتی مسخره باز میاد رو لبت و هرچی چهره‌ی در هم و گرفته‌ی اونو می‌بینی، بازم به روی خودت نمیاری، نه اینکه نفهمیا می خوای عمداً خودتو بی خیال نشون بدی، برای هر چیزی وقت بذاری و کلی هم آزاد باشه وقتت، اما به اون وانمود کنی من اگر یک در هزارم مقصر باشم که نیستم، به خاطر مشغلمه و دلیلی نمی‌بینم که معذرت بخوام و ناراحت بودنت،  بودنت برام ذره‌ای اهمیت نداره... این یعنی تو آدمی اصلن؟

 
 
 
بعدترنوشت: دارم از خواب میمیرم و بی‌خوابم... 

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٧