هان؟

 -من الان یک احساسی دارم مثل استرس آمیخته با بی خیالی وهم ناک مهربونانه ساده زودگذر بازیگوش نگران منفی باف نامطمئن جینگیلیه طفلکی زورکی دوستکی کاشکی متعجب ترسو خب چیه مگه ی مونایی ی، که دقیقاً هم نمی دونم چیه!!!!

 

 - همیشه عدم اطمینان به حسی که درونم بوده درست بوده و مانع حرکت به سمت تارگت حس برانگیز شده، چه بد که از قید همیشه استفاده کردم و چه خوب که از قید همیشه استفاده کردم! اما می خوام اعتراف کنم بعضی وقتا دلم می خواد هلم بدن لیز بخورم!  

 

 

بعدترنوشت: این فاصله مجازیم خراب شده باز! 

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸٧