تهوع

كساني كه فكر مي كنند از خودت بيشتر  مي فهمنت ، درصورتيكه ريالي برات ارزش ندارند ، همواره حالمو بهم مي زنن! مخصوصاً وقتي با اين ديد مي خوان خودشونو هل بدن تو زندگيت!
جداً چرا ظرفيت برخي محدودتر از اونيه كه مي‌شه در بدترين حالت تصور كرد؟
فكر مي‌كنن تو در يك وضعيت بحراني گير كردي كه لبخندت به مثابه درب گشوده‌اي است به سويشان كه بيايند و تو را از هلاكت و سياهي كه به دست خود در آن گرفتار شده‌اي نجات دهند و در سايه‌ ايشان، كه تو حتي صاحبش را سزاوار  لحظه‌اي درنگ هم نمي‌داني، آرام بگيري!!!!
جداً اگر اون بخش‌هايي كه به دليل ورود بي اجازه و با كمال پررويي به حريمم، با ناسزا همراه بود، از اين پست حذف نمي‌شد، اين بلاگ حتماً فيلتر مي‌شد!
اه اه اه!



  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸٦
تگ ها :