141

هيچ
هيچ
هيچ
صد و چهل و يك روزه كه ميزان من در زندگيت به صفر رسيده!
سعي كردم طوري اين ميزان دمپ شه كه شيب بي نهايت باشه، كلاً به امور ضربه‌اي تمايل ويژه‌اي دارم... سعي نكردم، راستش مدلم اين‌جوريه. تلاش نكردم از يادم بري، چون چيزايي كه لحظات آخر از خودت بهم نشون دادي رو اگر فراموش مي‌كردم، نمي‌تونستم فراموشت كنم... در واقع چون سعي نكردم فراموشت كنم و جزئيات رفتارت رو به يادسپردم، از يادم رفتي... روز زلزله ... جداً اون‌روز زلزله اومد...  من خرافاتيم؟ نه، اتفاق بود كه خوب يادم بمونه اون‌روز، من هيچم هيچ هم بودم اما هيچ اين مدلي يك حس خوبي داره
 هيچ معلق
 هيچ هيچ


  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ آبان ۱۳۸٦
تگ ها :