اف يك

المنته لله كه در ميكده بازست
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
نميدونم چرا توانايي (تواناييه؟ اكتسابيه؟)دوست داشتن رو از دست دادم، اين چندمين باريه كه مي فهمم از دوست داشته شدن لذت نمي‌برم...مريضم؟ بايد جايي‌مو گچ بگيرم؟ آها نه اون پاي مامانمه... اينجا كجاست؟ شما كي هستي كه داري اينو مي‌خوني؟ ...هان؟ چيه؟ ميام الان...مامان از وقتي پاشون تو گچه كلاً به حضور كسي در منزل و نبودنش كنارشون آلرژي پيدا كردن...
گفتگوي ديشب من و دريا:
من: الو سلام، ببين بذار حرفامو  بگم، برسم خونه ديگه نمي‌شه.
دريا: بدو! حرفايي كه نمي‌توني تو خونه بگي رو بگو!
من: نه نه!  من تو خونه هر حرفي رو مي‌تونم بزنم اما موضوع اينه كه حرف نمي‌تونم بزنم...
دريا: دونقطه پرانتز پرانتز (باز و بسته‌ش به خودمون مربوطه!)

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

چيه خب؟ اوني كه مي‌خوامه اما بي دش پرانتز باز!



  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۸٦
تگ ها :