دارکوب

از صبح روز تولد یک دارکوب که آن وقت نمی دانستم اسمش این است، همراهم است ،نه اینکه ببیندش مخاطب عام ، یک جورایی جاسازی معرکه ای کار شده برای ساماندهی اسکانش! البته آرام نمی گیرد و دست از کار کشیدنش را دو سه بار بیشتر ندیدم   پیش بیاید که آن وقت هم حتماْ اجابت مجازش کمی طولانی شده اما می کوبد مدام  در من ، ماندم که از آن دیرها از کجا می دانست که من بعدها سلیقه ام منطبق می شود بر او که هی می گفت طولانی است اما سر انجام دارد این تهی کردنت . نه اینکه دوستانش هم دست به کارند جمع عظیمی تهی کار مشغولند همواره، چنین حس تهی ناکی ندارید شما؟

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٦
تگ ها :