راه راه

ـ سلام ،خوبی؟، چه خبرا؟

ـ سلااااام، احوال شما؟ ای سلامتی، والا پروپوزال... آها تئاتر... اممم آها دکتر... آها استاد درس سیستم آشوبگر...

ـ... (یا نهایتش یک لبخند ‌)

ـ ...

ـ ok من میرم، بای.

ـ خیلی بابا! ، مجبوری مگه؟!!!

ـ ...

این آخرین بار بود قول می دم...

ـ سلام دکتر من امروز خیلی مزاحم شدم ، ببخشید هی تند تند تماس می گیرما!

ـ سلام دختر! نه عیب نداره ، فقط کاش زودتر می فهمیدم ملاقات حضوری لازمه ، امروز از دست رفت ، کارت عقب میفته!

ـ من الان بلوارکشاورزم ، شما کجایید .. اگه نزدیکید می رسونم خودمو!

ـ به!کجای بلواری؟؟

ـ سر قدس .

ـ پیاده یا سوار؟

ـ پیاده.

ـ ای دختر سر به هوا بازم که خوش شانسی آوردی ، من رو به روتم!

ـاااا سلام! دیدن شما  خوش شانسیه؟؟؟!

ـ بچه پررو ! مرضت هنوز خوب نشده ها!!

...

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٥
تگ ها :