عجب

بازی مسخره تری است امشب ۱۰:۴۵ کانال یک...

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :


هارد

نمیشه خب... هر کاری کردم نشد...

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :


جايگزين

مدتی است متنفرم از هر آنچه که زیبایی است...

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :


ارادت من به حافظ، اطلاعات من راجع به او

نشنیده بودم اینو، جالبه!

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :


غمگين

از مامانای بچه‌هایی که تو اتوبوس گلاب به روتون میارن بدم میاد.

بویژه اونهایی که از لحظه ورود به اتوبوس، یک موز و دو تا کلوچه و چهار تا شکلات و بک بسته پفک رو فشردند (چلاندند) در معده طفلکی اون طفلک!

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :


تحريم

ماجرا از آنجا شروع شد که در مرکزی که من مشغولم تصمیماتی اتخاذ شد جهت نیل به کنترل بیشتر! گویا در شبکه قبلی که برقرار بود مقادیر هنگفتی سرمایه جهت پرینت هدر می‌رفت!!!! و پهنای باندهم محدود شده بود چون خبر رسیده بود که فیلم!!! دانلود گشته است!! لذا برای قطع ایادی استکبار سیستم مونیتورینگ همه کاربران با یک عدد جناب توپولف پیاده شد. این عزیز در طی معرفی خود فرمودند که خود قبلا هکر بوده‌ام بترسید و بهراسید که از چشم من پنهان نخواهید ماند که چنین است و چنان ... .

الغرض هم اتاقی ها درفش کاویانی بر افراشتند که ما( من را نیز گویا به حساب آورند) زیر بار حرف زور نمی رویم و اعتمادتان کجاست و کی بود کی بود ما نبودیم !فیلم چیه؟ اگه بوده هم ۳۰۰ بوده که برای نقد بوده و  ۱۴۵۷۸۹۶۵۸۷۴۵۸ صفحه پرینت برای جابجایی مرزهای علم بوده و ... و در نهایت ما تحت domain نمی رویم و ...قص علی هذا.

تصمیم بزرگان این شد که از گروه ما لااقل یک نفر تحت این سیستم قرار بگیرد و اگر احساس ناامنی بر او مستولی گشت آنگاه سایرین رهایی یابند. بخش دهشتناک ماجرا آن‌جایی آغازیدن گرفت که یک آدمک جالبی کل اطلاعات این سیستم را پاک فرمودند از طریقی،  برای بد جلوه دادنdomain !که متاسفانه ایونت رکوردر ماکروسافت پته اش را بر آب ریخت و شایدم نه!

پایان ماجرا آن‌که سران بلاد مرکز ما بر آن شدند که تا زمانی که مشخص نگردد پته پته کیست و چرا چنین گندی زده است ما را خانه نشین کنند و اتاقمان را مهر و موم و تحریم !

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٦ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :


شايد

«او» امروز هم آمد و روی دیوار مقابل نوشت: «من آزاد هستم و می‌توانم».

دفتر خاطرات یک دوشیزه، آنتوان چخوف 
-------------------------------------------------------------------------

چسب کاری می‌کنم، خاطرات ریز و درشتی را که هیچ نمی ارزد...

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :


ژانر سیاسی سخت گير

 این‌جا من لب به سیاست نگشوده‌ام اما...

این دیگه خیلی... هم میهن رو چرا آخه باز توقیف کردند؟؟؟؟؟

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :


سخت گرفته ها

دنیا این روزا عجب رنگی گرفته به خودش!  وقتی یک فاجعه اساسی برای یکی از دوستان پیش اومد، تازه فهمیدم بیماری سخت گیریم پیشرفت زیادی داشته که هیچ رو فاجعه انگاشتم در پست قبلی... دنیای آموزگاری است...

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :


هر هفته يک فاجعه...اين بد رويدادها توزيع گسترده ای حول من يافته اند آيا...

صـلاح کار کـجا و مـن خراب کـجا

بعدتر نوشت:

جابجایی عنوان و مطلب...

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :


قاطی

ای دریغ آن‌جا ندیدم من جز افق‌های مه‌آلودی...

بعدتر نوشت:

قلم‌خشکیدگی  هم مرا در بر گرفته‌است نیک!

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :


سيلی

- خوبی؟

- آره!

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :