خوی بشر

((و اگر ما بشر را در دنیا به رحمتی برخوردار کردیم تا شکر کند سپس چون نعمت را از او گرفتیم به خوی نومیدی و کفران درافتد. و اگر آدمی را به نعمتی پس از محنتی رسانیم مغرور و غافل شود که دیگر روزگار زحمت و رنج من سرآمده سرگرم شادمانی و مفاخرت گردد. این خوی بشر بی صبر کم ظرفیت است مگر آنان که دارای ملکه صبر و عمل صالحند بر آنها آمرزش حق و اجر بزرگ نعمت بهشت ابدی است.))

سوره هود آیات ۹و۱۰و۱۱.

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :


اين نيز بگذرد

دردم نهـفـتـه بـه ز طـبیبان مدعی
باشد کـه از خزانـه غیبم دوا کـنـند

باز یه چیزی دو گامپی کوبیده شد تو سر من... این نیز بگذرد.

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :


...

مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است
زان رو سـپرده‌اند بـه مـسـتی زمام ما

----------------------------------------------------------------------

بعد تر نوشتم:

من و هر ثانیه و جنون تو ... *

-------------------------------------------------------------------

*نمی دونم شعر از کیه.

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :


محک

فستیوال موسیقی کلاسیک به نفع موسسه خیریه محک

از هشتم لغایت چهاردهم آذرماه،فستیوال موسیقی کلاسیک به رهبری استاد لوریس چکناواریان توسط ارکستر مجلسی چکناواریان و با همکاری اعضا ارکستر مجلسی ارمنستان و سولیستهای اتریشی در محل سالن آمفی تأتر مجتمع بیمارستانی-رفاهی محک برگزارمی گردد.

کلیه عواید حاصل از این برنامه به کودکان مبتلا به سرطان تحت حمایت موسسه خیریه محک اهدا می گردد.

علاقمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد جزئیات این برنامه و ساعت اجرای آن و همچنین رزرو بلیط می توانند از طریق شماره تلفن ۲۲۴۵۱۴۱۴ با موسسه خیریه محک تماس حاصل فرمایند.

(با درج این خبر در وبلاگهای خود یا سایتهای مرتبط محک را در امر اطلاع رسانی یاری فرمایید.)

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :


بخش بندی تصاوير

در جهت نیل به اشاعه فرهنگ مهندسی پزشکی و نیز رویت پیاپی مطالب مرتبط با مهندسی گلابی( صنایع) در لینک هایی از وبلاگستان بر آن شدم قدری مرزهای علم را از این تریبون جا به جا کنم!

 چرا بخش بندی(segmentation)؟

معمولا مرحله اول بعد ازپیش پردازش تصاویر می باشد .

n

این مرحله است که موفقیت یا شکست پردازش تصویر را مشخص می کند .

میزان  بخش بندی به نوع کاربرد بستگی دارد .

n
هدف از آن استخراج یک شیء مشخص از  تصویر می باشد .
 روشهای بخش بندی
۱.روشهای ساختاری  
۲. روشهای آماری 
۳. روشهای ترکیبی  
  
برای درک ساده تر و گزیده گویی به مطالب فوق بسنده می کنم و مثالی از کاربرد segmentation آورده می شود:
 تشخیص چهره
برای تشخیص چهره در اینجا از روش ASM استفاده شده است که یکی از روش های ساختاری است.
 
 
 

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :


بودن(به رهروی از استاد)

و تو انگار کن که هرگز نبوده ای

و من هرگز به نبودن تو

بودن را

چنین حقیر نینگاشته ام.

عباس معروفی

------------------------------------------------------------------------------

چندی بعد...

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٢ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :


Jasmin

این خوشگله نوه عموی منه! عزیزمه.

این خبر خوب امروز بود برای post قبلی هم هنوز درد دارم.اما...

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :


راحت!

<<و عهد خدا را به بهایی اندک نفروشید که آنچه از نعمت ابد نزد خداست اگر بفهمید بسیار شما را بهتر از آن منفعتی است که به نقض عهد بیابید.>>

سوره نحل آیه ۹۵

-----------------------------------------------------------------------------------

چند ساعت بعد نوشتم:

کاش معنی۱۸ سال درس خواندن قدری واضح تر بود....

واضح تر از MSc ...واضح تر از فوق لیسانس ...واضح تر از کارشناسی ارشد!

...

گاهی اوقات مجبور می شوی

 که

 فراموش کنی تو خیلی بیشتر از اویی می فهمی که روبرویت تکیه بر جایی زده که ۱۲ سال کمتر از تو درسش را خوانده... و تو حتی نمی گویی جناب مدیر تجهیزات بیمارستان این دستگاه جز NICU به بخش دیگری مربوط نمی شود و شما ندارید این بخش را...

چه

من گفتم : نه در این یک ساعت دانستم که همان کتاب و MATLAB را دوست تر می دارم و تا اطلاع ابدی کم شوید از دورانم!

این چند صدمین باری بود که صبح شنبه بی قرار بودم از شنبه و شب هم که آمد تایید شد.

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :


هان؟

چند روز پیش یک کامنتی داشتم اینجوری :

زنده باد ... و ۱۸ تیر و ...

امروزم یکی دیگه اینجوری (اینو عیناْ میارم چون خودم می دونم جمله از کیه و می دونم هم از کجا copy-paste شده (۲۰:۳۰ دیشب گفت ساپورت انگلیسی داره!)

  تا سیاسی کاران ایرانی پاسداری گذشته های خود را نخستین تکلیف خویش می شمارند از آنان به عنوان نیروهای سیاسی نمی توان نام برد.

(-هان؟)

اینجا بوی سیاست به مشام می رسد که اینجوری کامنت میگذارند برایش؟

که اگر نمی رسد برای شما هم با این شدت میگذارند؟

--------------------------------------------------------------------------------------------

بعدتر نوشتم:

قوانین مردوونه را از دست ندهید!

 

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٩ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :


به يک چشم بر هم زدن

دیدی اومدی ...

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :


ای همچين

 تنها پس از آنكه يك نفر توانست خودش را دوست داشته باشد ، مي تواند ديگران را هم دوست داشته باشد .

  اریک فرام

-----------------------------------------------------------

بعدتر نوشتم:

باید امشب بیایی. گفتی که میایی. نه؟

و

زخم دگر بزن به دل مرهم اگر نمی نهی

درد دگر بده اگر خسته دوا نمی کنی

 

عهد هر آنچه می کنی وعده به هر که می دهی

عهد ز یاد می بری وعده وفا نمی کنی

  احمد سهیلی خوانساری

 

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :


درخت انجير

امروز ۴ نفر اومدند درخت انجیری که ۸ سال از من بزرگتر بود و من باهاش بزرگ شده بودم رو قطع کردند...

چندین سال به کل همسایه ها سرویس انجیر داده بود و هیچکس تو تابستون انجیر نمی خرید ...

چهار بار از قطعش جلوگیری کردم اما ... نباید اینجوری ریشه می دوووند نباید!

از زیر زمین همسایه و زیر دیوار اون یکی همسایه چرا آخه سر در آوردی انجیرکم؟

از یک متر بالاتر از ریشه دوشاخه شده بود و با زاویه ۶۰ درجه کجکی اومده بود از باغچه تا در ورودی ساختمان. اینقدر تونستم جلوی قطعشو بگیرم که ۴ سال پیش یک شاخه اش جدا شد و اون یکی تنهایی به اندازه کلش بار می داد...

دلم براش تنگ شده حیاط خالیه خالیه. چقدر دو شاخه بودنش پتانسیل تاب بازی داشت...

کاش از اول صاف قد کشیده بودی و ریشه هاتو هدایت شده می دوووندی ...میشد؟

--------------------------------------------------------------------------------

اینم سیمین خانم

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :


عجب از اين آدم ها!

می خواستم کلاْ شرح بدم اتفاقی رو که امروز باعث شد بفهمم بعضی ها چقدر بدبخت و تشنه توجهند اما دیدم اوی معلوم الحال  حالا مثلاْ بیاد جای اینهمه پشتی که بهش کردند یک بار از یک جایی چوب لای چرخ من بذاره که توجه بخره ... حیف مخم نیست که یک بار دیگه ماجرا رو مرور کنه که تایپ کنم و بعد که مهمتر تر تر هم هست حیف چشم هایی که شاید گاهی اینجا رو ببینند نیست که بخونند ارتکاب به خودِ شخصی بیمار رو.

حتی همین که کسی از دست این آدم عصبانی شه ـاونجوری که شناختمش ـ براش کلی موفقیته ...

بنده خدا...

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :


فردا شنبه است

وقتی اوضاع خیلی بده ممکنه بدتر هم بشه.

از :فیلم زندگی خانوادگی

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :


اينجوری

 امروز قرار بود بروم تا یکی از سیستم های diagnostic رویم اعمال شود ( خیاط در کوزه افتاد!)

با برنامه پیچ در پیچ کنفرانس tele-medicine با یک ترافیک مامان یه جوری ( نه از اووون جورا که بعضی ها تحت پیشنهاد بی یا با شرمانه قرار می گیرند!)از اوین خودمو رسوندم توحید که...

خدا خیر بده به این شهرداری

چرا؟

خوب معلومه.

من با این علم (!!!) پس از گذراندن حداقل ۸واحد اولتراسوند هنوز نفهمیدم چرا بیمار هنگامsono   باید این همه فشار رو تحمل کنه؟

خدا خیر بده به این شهرداری. بعضی اماکن عمومی خیلی لازمند.

اما...

حالا رفتم تو با اوون همه فشار ! یک سکه باید مینداختم تا در فلان باز شه بعد که باز شد و  به حالت آزاد(  چه جالب مثل تلفن) در اومد رفتم تو و تایمر شروع به کار کرد.

۸ دقیقه!

بعد یک چشم مبارک  الکترونیک شخص شخیص  دست رو  sense نموده و در گشوده شد و آزادی. موقع باز شدن در یاد زندان آلکاتراز افتادم.

خدا خیر بده به شهرداری.

اگر ما مهندسین به ظاهر پزشکی نتونستیم این فشار موقعsonography رو برداریم شهرداری خوب تونسته ای ی ول.

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :


يادش به خير

تجربه دوباره یک حس منو  یاد خونه قبلیم انداخت وقتی جووون (تر!)  بودم.

نسیم منزل لیلی

ممنون از تحلیلگری که منو به یاد خونه ام انداخت.

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :


شنبه

دیروز باز هم شنبه بود و شنبه ای آن گونه

برای من

برای رفتن

برای ماندن

شنبه بود

شنبه بود اما آخر هفته ای بود برای هفته ای به یاد ماندنی

شنبه بود

یکی رفت

یکی ماند

یکی نخواست که بماند

یکی خواست که نرود

یکی...

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :


۱-۲-۳

۱-

یک تشنگی جانانه میان تعطیلاتی یخ و تحمیلی

یک انتظار بی پایان

یک بی قراری عذاب آور

این سه برای از پا درآوردن از بستر بیماری برخاسته ای چون من کافی نیست؟

ای باد از آن باده نسیمی به من آر

-------------------------------------------------------------------------------------------

۲-

به صورتopen surgery یک سمت case را باز گذارده ام تا به محض شنود صدای فن عملیات تماس  نوک انگشت با آن انجام شود.فن در جای خود محکم است نه چیزی از جای خود خارج شده و نه چیزی پس از تعویض فن توسط نمایندگی شل و خراب به نظر می آید ...

موضوع آن است که چیزی مرا به خود مشغول کند می دانم....

-------------------------------------------------------------------------------------------

۳-

اینم یک حرف دقیقاْ ناحسابی!

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ٢:٠۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :


سکوتی آن چنانی

از دسـت غیبـت تو شکایت نمی‌کـنـم
تا نیسـت غیبـتی نـبود لذت حـضور

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :


يادآوری عيدانه

یا خون من به گردن تو یا بگو بله..

در عشق احتمال به دردم نمی خورد

  
نویسنده : سخت‌گیر ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :